آقا کوچولو خوشبختی را پیدا میکند (مجموعهی آقا کوچولو)
ارسال شده توسط editor75 در شنبه ۱۳۹۹/۳/۳ - ۹:۴۶یک روز آفتابی آقا کوچولو به جنگل و دشت رفت تا قدم بزند. آسمان آبی بود. زنبورها وزوز میکردند. آقا کوچولو ناگهان گفت: «آه! یک برگ شبدر چهارپر!» و از حرکت بازایستاد.







