فوریه ۲۰۲۱

۱۸+۲ دارکوب

 

در داستان «۱۸+۲ دارکوب» دارکوب‌ها نقش آوای زندگی را دارند. آواهایی که همه انسان ها ممکن است توان شنیدن آن را نداشته باشند. آن ها با صدای داررر دارررشان که پیوسته با نوک‌شان بر تنه‌ی خشک درختان می‌کوبند و صدایی دل‌نشین ایجاد می‌کنند این آواها را در جنگل و میان آدم‌ها و به ویژه کودکان می‌پراکنند.

۱۸+۲ دارکوب

گوش بال بال گوش

 

«گوش بال بال گوش» داستان بچه فیلی است که مانند هر کودکی آن چه را که دوست دارد می‌خواهد به دست بیاورد، حتا اگر رسیدن به آن پدیده یا وضعیت شدنی نباشد. فیلک دل‌اش می‌خواهد که به جای گوش‌های بزرگی که روی کله‌اش سبز شده دو بال می‌داشت و مانند پرندگان با آن پرواز می‌کرد. او برای رسیدن به این خواست یا آرزو پیش جانوران می‌رود.

گوش بال بال گوش

پیشی در باغ گردش می­‌کند

 

پیشی دنبال پروانه‌های رنگارنگ می‌دود و با آن‌ها بازی می‌کند. تشنه که می‌شود آرام به سوی حوض می‌رود. ماهی های قرمز در حوض شنا می‌کنند. پیشی دوست دارد آن‌جا بنشیند و شنا کردن ماهی‌ها را تماشا کند.

پیشی در باغ گردش می­‌کند

کانال تلگرام موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان