ژوئن ۲۰۱۳

داستانک های خرگوش حکیم

یک بود یکی نبود، در کشور خرگوش‌ها خرگوشی زندگی می‌کرد که نه شاه بود که بهترین خوراک‌ها را بخورد، نه جادوگر که با کارهای عجیب و غریب روزگار بهتری را سپری کند. او تنها یک رعیت ساده بود که از صبح تا شب در کشت زارهای شاه زورگو و بداخلاق کار می‌کرد؛ اما چه کسی باور می‌کند که ناگهان سرنوشت خرگوش قصه از این رو به آن رو شود. حتی خودش هم باورش نمی‌شد!

داستانک های خرگوش حکیم

چه و چه و چه، یک بچه!

همیشه و همواره در آمیختن ادبیات با ریاضی (شمارورزی) برای کودکان دشوار بوده است. شمارورزی زبان نمادین ویژه خود را دارد که کار آن اندازه‌گیری چندی‌ها یا کمیت‌ها است. ادبیات اما زبان عاطفی و گاهی نمادینی است که سروکارش با کمیت‌ها نیست و از درون انسان و آرزوها و تخیلش سخن می‌گوید.

چه و چه و چه، یک بچه!

هفت رویای کلاغ

من کلاغ بودم.
اما پاهایش نبودم که کوتاه بود.
بال‌هایش نبودم که برای پرواز بود.
چشم‌هایش نبودم که گرد بود.
نوک‌اش نبودم که دراز بود.
رویایش بودم که برای شما شاید عجیب بود.
تا آن روز کسی نمی‌دانست که رویای کلاغ چه شکلی دارد.

هفت رویای کلاغ

آدم کوچک و خواب‌های بزرگ

روایت آدم کوچک و خواب‌های بزرگ به یکی از کلیدی‌ترین نگرش‌های کودکان خردسال در باره زود بزرگ شدن می‌پردازد. این روایت می‌کوشد در بستر ادبیاتی سنجیده، نخست موضوع نیاز به بزرگ شدن و بزرگ دیده شدن را در کودکان بشکافد و در فرجام با کنش‌هایی که بهمن کوچولو شخصیت اصلی داستان انجام می‌دهد این احساس را به او ببخشد که اندازه خود بودن بسیار بهتر و کارسازتر است. بهمن کوچولو در آرزوی زود بزرگ شدن است.

آدم کوچک و خواب‌های بزرگ

کانال تلگرام موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان