ژوئیه ۲۰۲۲

برو خوکی!

در کتاب «برو خوکی!» خوکی شکم گنده در یک مزرعه در کنار مرغ‌ها و خروس زندگی می‌کرد. خوکی عاشق زندگی‌ کردن در گل و لای و غلت زدن و زیر و رو کردن بود. او در این کار بهترین بود. هر روز صبح مرغ‌ها سر و صدا راه می‌‌انداختند که چه کسی اولین، بهترین و تندپاترین مرغ است و مسابقه می‌دادند.

برو خوکی!

یپه در راه

«یپه در راه» داستان موشی به نام یپه است. روزی پادشاه، یپه را به کاخ فرا می‌خواند. یپه یک ماموریت دارد! او باید پیام فوری پادشاه را به پادشاهی دیگر که در همسایگی زندگی می‌کند برساند. یپه، گوش به‌فرمان بی‌درنگ به راه می‌افتد. راه چندانی نرفته بود که رخدادی پشت رخدادی دیگر سر راهش قرار می‌گیرد. در آغاز راه بابا سنجاب سپس گوسفند کوچولوی غمگین و در پی آن مادر خسته و بچه‌های‌اش و در آخر هم جانور پیر. همه‌ی آن‌ها مانند پادشاه به کمک او نیاز دارند و یپه‌ با مهربانی و صبر به همه‌ آن‌ها کمک می‌کند.

یپه در راه

کانال تلگرام موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان