دسامبر ۲۰۲۰

تو بزرگ و من کوچک

بیشتر داستان‌های سولوتارف به موضوع دوستی‌های ناممکن می‌پردازد.

داستان «تو بزرگ و من کوچک» یکی از این داستان‌هاست. شیری در بیرون قصرش یک بچه فیل یتیم و تنها را پیدا می‌کند. او را به قصر خود راه می‌دهد و دوستی‌شان آغاز می‌شود. با هم بازی می‌کنند و فیل کوچک برای شیر ترانه‌هایی که از مادرش یاد گرفته بود، می‌خواند. زمان می‌گذرد و فیل آن‌قدر بزرگ می‌شود ‌که شیر برای نشان دادن شکوه و بزرگی‌اش در جایگاه یک پادشاه مشکل پیدا می‌کند و به ناچار او را از خود می‌راند…

تو بزرگ و من کوچک

لولو

روزی روزگاری در کتاب «لولو» خرگوشی بود که هرگز گرگ ندیده بود و گرگ جوانی بود که هرگز خرگوش ندیده بود. گرگ و خرگوش با هم دوست می‌شوند و خیلی چیزها از هم یاد می‌گیرند. تا این که یک روز…

لولو

دختر انار

«دختر انار» داستان دانه‌ای است که به خاک برمی‌گردد اما از خود، هزار دانه بر درخت می‌گذارد. داستان مادربزرگانی که تکیه داده بر عصا در راهِ رفتن هستند و داستان آن کودکانی است که روییده از زمین در حال برآمدن هستند.

دختر انار

آواره بی‌خورشید

«آواره بی خورشید»، روایت مهاجرت و کوچ از کشوری به کشور دیگر بر اثر جنگ و ناامنی است. سال‌ها است که مردم افغانستان درگیر جنگی فرسایشی هستند، چه با نیروهای متجاوز و چه با نیروهای واپسگرای داخلی مانند طالبان. دوره‌ای از زندگی در افغانستان با تسلط طالبان همراه شد. دوره‌ای سخت که مردم افغانستان بسیاری از چیزهایی  که داشتند، از جمله میراث فرهنگی کهن‌شان مانند پیکره‌های عظیم بودا در بامیان را از دست دادند. در دوره‌ای که طالبان کم کم می‌رفتند بخش‌های اصلی افغانستان را در اختیار بگیرند، به منطقه بامیان رسیدند.

آواره بی‌خورشید

عینکی برای اژدها

ماجرایی که برای شما نقل خواهم کرد زمانی آغاز شد که من کودکی هشت ساله بودم. سال‌ها از آن زمان می‌گذرد. اکنون چشم پزشک هستم و خودم دختری هفت ساله دارم. راستش به خاطر قولی که به ننه اژدها داده بودم این ماجرا را روی کاغذ می‌آورم. البته دخترم هم در این میان نقش دارد. چون او هم مثل من عاشق اژدهای عینکی است.

عینکی برای اژدها

کانال تلگرام موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان