خبر / گروه هنر
سه شنبه ٢٦/٠٨/١٣٨٣
زهره قائینی: اشیای قدیمی را دور می ریزند، چون نمی دانند به درد موزه می خورد
میراث خبر، گروه هنر _ «برگزاری نمایشگاههایی نظیر نمایشگاه کودک، تاریخ، زندگی، مردم را به این فکر میاندازد چرا اشیایی که میتوانست در این گونه نمایشگاهها یا موزهها به نمایش درآید را دور ریختهاند.» «زهره قائینی» پژوهشگر و از مسئولان بنیاد پژوهشی تاریخ ادبیات کودک و نوجوان که با همکاری موزههای ملی و نیاوران چندی پیش نمایشگاه کودک، تاریخ، زندگی را برگزار کردند، ضمن بیان مطلب فوق، درباره هدف این بنیاد از برگزاری چنین نمایشگاههایی و دستاوردهای نمایشگاه اخیر گفت: «ما پیش از این هم دو نمایشگاه برای کودکان برپا کرده بودیم، که موضوع یکی از آنها محیط زیست بود و دیگری عکسهای کودکان دوران قاجار. شاید ویژگی نمایشگاه اخیر ما، شکل موزهای داشتن آن بود. به طوری که ما علاوه بر تصاویر، اشیا و وسایل مربوط به کودکان را از دوره باستان تا معاصر به نمایش در آوردیم. البته سعی کردیم این نمایش با یک نگاه پژوهشی در بستر اجتماعی و فرهنگی همراه باشد. یعنی در ابتدای ورود به نمایشگاه پیش از اشاره به تاریخچه ادبیات کودکان، هر آنچه مربوط به کودک در طول تاریخ بود، همچون وسایل آموزشی، کتاب، وسایل بازی، حتی ننو و ... را به نمایش گذاشتیم تا بتوانیم پیوند منطقی بین این دو مقوله به وجود آوریم.»
وی سپس به کمبودهایی که در ارتباط با جمع آوری اشیا با آن مواجه بودند، اشاره کرد و افزود: «به ویژه در دوران باستان و اسلامی با کمبودهایی روبرو بودیم، مثلا از دوره باستان فقط لوح های گلی سرمشق بچهها و تعدادی اسباب بازی شناسایی شده بود که نمایش دادیم، در دوره قاجار اما دستمان بازتر بود و توانستیم اشیا بیشتری را به معرض دید بگذاریم.»
بنیاد پژوهشی تاریخ ادبیات کودک و نوجوان مدتهاست قصد راهاندازی موزه ای با این عنوان را دارد، که البته به دلیل پیدا نشدن مکانی مناسب، مدام به تعویق می افتد.
قائینی ضمن بیان این نکته که اشیاء نمایشگاه کودک، تاریخ و زندگی فقط گوشهای بود از آنچه آنها برای موزه جمعآوری کرده اند، گفت: «به دلیل کمبود فضا نتوانستیم، همه آنچه داشتیم به نمایش درآوردیم. ما سالهاست در گوشه و کنار ایران جستوجو میکنیم و اسناد و مدارک و اشیا مختلفی را هم جمعآوری کردهایم که همه آنها شناسنامهدار شده اند.
البته تحقیقات ما هنوز ادامه دارد. خوشبختانه برگزاری چنین نمایشگاههایی باعث میشود، مردم علاقهمند، از وجود چنین مراکزی مطلع شوند و آنچه را که تا به حال دور نینداختهاند به ما بدهند، در واقع آنها اشیا قدیمی را دور میریزند چون نمیدانند به درد موزهها میخورد.»
وی در ادامه درباره مشارکت مردم افزود: «خیلیها بعد از دیدن نمایشگاه افسوس خوردند، چرا وسایل قدیمیشان را دور ریختهاند. بعضیها هم آنچه مانده بود را به ما اهدا کردند. برای نمونه آقایی از اهالی قلهک، آلبومی در اختیار ما گذاشت که حاوی عکسهای مدرسه ای اهالی قدیم این محله است و یا پسر مدیر مدرسه کاخ کودکان، تمام اسناد و مدارکی که در زیرزمین این مدرسه نگهداری میشد را به موزه آینده تاریخ ادبیات کودک اهدا کرد. از این همکاریها زیاد است. نمونه دیگر، اهدای عروسکهای مومی و خمیری توسط آقای دادجو است، که شاید تنها نمونه عروسکهایی باشد که ایشان نزد خود دارند.»
این پژوهشگر کودک در بخش دیگری از صحبتهایش با تاکید بر این نکته که جستوجو برای یافتن مدارک جدید در ارتباط با تاریخ ادبیات کودک هنوز ادامه دارد، گفت: «مثلا مطلع شدیم در کتابخانه سلطنتی انگلستان کتاب خطی وجود داد که در آن تصاویری مینیاتوری از اسباببازیهای بچههای ایرانی کشیدهاند، نظیر فرفره و یویو. ما قصد داریم با این کتابخانه مکاتبه کنیم شاید بتوانیم میکروفیلمی از این تصاویر داشته باشیم و در موزه به نمایش درآوریم.»
قائینی در پایان پیرامون زمان و چگونگی راهاندازی موزه تاریخ ادبیات کودک و نوجوان گفت: «هنوز صحبتها ادامه دارد، البته آقای مرعشی نظر مساعدی داشتند تا مکانی را در تهران به ما بدهند. تاکید ما این است که حتما در کنار موزه مرکز پژوهشی هم دایر شود تا بتوانیم مدام اطلاعات و مدارک تازه ای را به موزه اضافه کنیم. ما حتی حاضریم از یک مکان خیلی کوچک شروع کنیم، به هر حال به راه اندازی این موزه در زمانی نزدیک خیلی امیدوار هستیم.»
