مطالعه مختصر وضعیت «کار کودکان»

محمد غزنوی

مقدمه:
در جهان میلیون ها کودک، اغلب در شرایط مخاطره آمیز، به کار اشتغال دارند. ولی آمار دقیق از کودکان کارگر در دست نیست. زیرا تعداد زیادی از کودکان کارگر مخصوصاً کودکانی که مشغول بدترین شکل کار ها هستند، در بیگار خانه ها، فاحشه خانه ها و سایر اماکن زیر زمینی و کارهای سخت خانگی پنهان اند و تعداد زیاد دیگری نیز در کارگاه ها، مزارع و معادن دور افتاده و کارگاه های خانگی و فامیلی کار می کنند. بیشتر این کودکان در کشورهای در حال توسعه و اقتصادهای دوران گذار به کار اشتغال دارند.
از کودکان شاغل در افغانستان هیچ آماری گرفته نشده است. ولی از آنجا که اکثر خانواده ها در زیر خط فقر زندگی می کنند و برای گذران زندگی خود به هر درآمدی و از هر منبعی نیاز دارند، می توان گفت که اکثر کودکان ما به کار و حتی کارهای خطرناک اشتغال دارند. لذا وضعیت رقت بار کودکان کارگر نیازمند توجه و رسیدگی جدی می باشد.
کودکان در هر کشوری مخصوصاً کشور ما به توجه و مراقبت خاص نیاز دارند. نخست از این نظر که ناتوان اند و توان دفاعی اندکی دارند و دوم از این جهت که آنها کودکان امروز, بزرگسالان فردا و آینده سازان اند و به هر اندازه ظرفیت و توانایی شان تقویت شود، به همان نسبت نیز در آینده مؤثر تر و کارآمد تر خواهند بود. مراقبت از کودکان ابعاد مختلفی دارد که حمایت از آنها در برابر کارهای خطرناک، مضر و دشوار از آن جمله می باشد. این مراقبت ها زود تر از همه باید در قوانین انعکاس یابد و سپس در عمل اجرا گردد. متأسفانه کشور ما قانون خاصی برای حمایت از کودکان بخصوص در بخش کار کودک نداشته است. لذا تصویب قانونی که حقوق کودکان را، با در نظرداشت معیارهای بین المللیوشرایط افغانستان تضمین نموده و تمام ابعاد زندگی کودک را پوشش دهد، امری ضروری می باشد. امید است در آینده نزدیک این ضرورت اساسی تأمین گردد.
اولین گام حمایتی از قانون شروع می شود. قانون باید نحوه برخورد جامعه، دولت و نهادهای اجتماعی با کودکان را تنظیم نماید و از کودکان به عنوان قشر ضعیف و هم به حیث سرمایه گذاری حیاتی برای آینده حمایت اساسی به عمل آورد. قوانین گذشته افغانستان به وضعیت کلی کودکان از جمله اشتغال کودکان توجهی نداشته است. قوانین موضوعه کشور در زمینه اشتغال و کار مثل "قانون کار" به کار بزرگسالان پرداخته و به کار کودکان متأسفانه توجه چندانی ننموده است. از همین جا، ضرورت رفع این خلأ قانونی مطرح می گردد.
هم اکنون در سطح جهانی حمایت گسترده از کودکان و توانبخشی اطفال جریان دارد. سازمان های بین المللی مخصوصاً سازمان بین المللی کار برای ارتقای وضعیت کارگران از جمله کارگران خردسال تلاش های زیادی کرده و با تدوین کنوانسیون هایی بر اساس معیارهای عام و جهانی، دولت ها را تشویق به پیوستن به آنها نموده اند و کشورها هم سعی می کنند که قوانین داخلی خود را با در نظرداشت شرایط داخلی خود، با معیارهای بین المللی هماهنگ و همنوا سازند. افغانستان نیز ناگزیر برای حمایت از کودکان کارگر باید نواقص قوانین خود را بر طرف سازد و در زمینه هایی که خلأ قانونی وجود دارد، باید بین نیازها و شرایط داخلی و معیار های بین المللی هماهنگی و همسانی ایجاد نماید.
در این نوشتار تلاش می شود وضعیت کودکان کارگر در مقررات بین المللی و داخلی ارزیابی گردیده و با توجه به معیارهای بین المللی که محصول تجارب و دانش دانشمندان سایر ملل است، پیشنهاداتی برای رفع نواقص و خلأ قانونی کشور ارائه شود.

مطلب اول: تعریف کار کودک

بدیهی است که هر نوع کار برای کودکان مضر و مخاطره آمیز نیست. ولی باید مشخص شود که کار کودک شامل چه چیز هایی می شود و چه کارهایی برای کودکان مخاطره آمیز است. مشارکت کودکان و نوجوانان در کارهایی که روی سلامت و رشد شخصیت شان اثر نمی گذارد و مانع مکتب رفتن شان نمی شود، به طور عموم یک امر مثبت تلقی می گردد. کارهایی مثل کمک به والدین در کارهای خانه و کمک به مخارج خانه و خرج جیبی خودش با کار در ساعات خارج از وقت مکتب و تعطیلات از همین قبیل است. این کارها به رشد کودکان و رفاه خانواده ها کمک می کند و مهارت، آگاهی و تجارب شان را افزایش می دهد و از آنها عضو مفید و مولد جامعه برای دوران بزرگسالی شان می سازد. بنابر این، کار کودک نیاز به تعریف دارد.
ارائه تعریف دقیق لغت نامه ای برای اصطلاح "کار کودک" مشکل است. ولی می توان گفت کار کودک، کاری است که کودک را از فرصت های دوران طفولیت، استعدادها و هویتش محروم می سازد و رشد جسمی و روحی اش را به خطر انداخته و یا به اخلاق کودک لطمه می زند.
بنابراین، کار کودک کاری است که:
• از نظر روحی، جسمی، اجتماعی یا اخلاقی برای کودکان مضر و خطرناک باشد.
• مزاحم فرصت مکتب و تحصیل کودکان باشد. یعنی اینکه:
o کودکان را از چانس مکتب رفتن محروم نماید.
o کودکان را به ترک زود تر از موعد مکتب مجبور سازد.
o کودکان را وادار کند که برای جمع بین مکتب و کارهای طولانی مدت و سنگین تلاش نماید.
برای مبارزه با پدیده "کار کودک" باید میان "کار کودک" که منظور بیشتر کار مضر کودک می باشد و کار مفید و سازنده کودک تفکیک شود. تفکیک و کشیدن خط فاصل میان کار "قابل قبول" و "کار کودک" که مضر باشد، بستگی به سن کودک، نوع کار، شرایط کاری و اهداف مورد نظر در هر کشور دارد.

مطلب دوم: علل و عوامل کار کودک
در جهان تعداد زیادی از کودکان به جای پرداختن به تحصیل و بازی و سرگرمی، کار می کنند. اما آمار دقیقی از تعداد کودکان کارگر در جهان وجود ندارد. سازمان بین المللی کار تخمین می زند که در حدود ۲۵۰ میلیون کودک در سنین ۵ تا ۱۴ سالگی مشغول کار می باشند که بیشترین تعداد کودکان کارگر در آفریقا است.
نسبت کودکان مشغول کار:
تعداد کودکان کارگر هر چقدر باشد، مهم یافتن علل و عواملی است که کودکان را مجبور به کار در شرایط نامناسب می نماید. در این خصوص می توان گفت که عوامل پیچیده ای مرکب از عرضه و تقاضا برای کار کودک وجود دارد. اگر زمینه برای کار کودک نباشد، یا کودکی نباشد که برای کار عرضه شود، کار کودک وجود نخواهد داشت. عوامل متعددی باعث کار کودک می شود که مهم ترین آنها عبارتند از:
• فقر؛ فقر ناشی از نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، خانواده ها را مجبور می سازد که کودکان خود را به کارهای خطرناک و با مزد ناچیز بگمارند.
از طرف دیگر، کار کودک تنها معلول فقر نیست بلکه خودش فقر می آورد و علت فقر هم است. زیرا کودکانی که در معرض بدترین اشکال استثمار قرار می گیرند که بی سواد یا کم سواد اند. آنها همچنان بی سواد یا کم سواد بزرگ می شوند و در بزرگسالی نمی توانند کار پر درآمد داشته باشند. به علاوه، کار کودک اگر در کوتاه مدت نفعی برای خانواده وی داشته باشد، در دراز مدت کاملاً به ضرر خانواده و حتی کل ملت است. چون یک نیروی ضعیف و فاقد کارآیی لازم به بار می آید.
• سنت ها و ساختارهای اجتماعی و فرهنگی؛ تلقی عامه مردم و عرف ها و سنت ها از کار کودک (حتی اگر با قصد نیک همراه باشد نیز) نقش مهمی را در گسترش آن بازی می کند. کار کودک چنان با عرف و سنت عجین شده که والدین کودک و خود کودکان اصلاً خیال نمی کنند که کار کودک غیر قانونی و خلاف مصالح و منافع کودکان باشد. سنت و عرف مثل:
o این عقیده که کار برای شخصیت سازی و رشد مهارت های کودکان مفید است.
o سنت توقع از کودکان که پای خود را جای پای والدین شان بگذارند، مخصوصاً در تجارت عقیده دارند که کودکان تجارت را از همان اوایل کودکی تمرین کنند و یاد بگیرند.
o این سنت که کودکان برای ادای قرض والدین شان باید کار کنند.
o این عقیده فراگیر که کودکان دختر کمتر از کودکان پسر نیاز به آموزش دارند. در نتیجه، دختران زود تر مکتب را ترک کرده به کار می پردازند.
• نیاز خانواده؛ از آنجا که در خانواده های بزرگ، کار والدین هزینه ها را تأمین نمی کند، کودکان در اینگونه خانواده ها بیشتر مجبور به کار می شوند. (مثلاً در مزارع، کارگاه های کوچک خانوادگی، کارهای داخل خانه مثل قالین بافی و...)
• سودجویی بزرگسالان؛ برخی از افراد به دلیل حرص و ولع شدید به پول، فرزند یا برادر و خواهر خود را وادار به کار می کنند، هر چند که نیاز شدید به دسترنج این کودکان ندارند.
• ناکافی بودن تسهیلات و امکانات آموزشی و تحصیلی؛ دسترسی به امکانات تحصیلی و تسهیلات آموزشی و کیفیت پایین تحصیل، عامل مهمی در ازدیاد کار کودک می باشد:
o در برخی جاها امکانات تحصیلی اندکی وجود دارد یا سطح آموزش بسیار پایین می باشد. کودکان با دلزدگی از مکتب، به سراغ کار می روند.
o در برخی جوامع مکتب و امکانات تحصیل وجود دارد، ولی خانواده ها فکر می کنند با مکتب رفتن فرصت کار و داشتن درآمد را از دست می دهند.

محو ریشه ای معضل کار کودک نیازمند یک برنامه دراز مدت مبارزه با علت هاست. باید برای زدودن فقر، مبارزه با سنت، افزایش امکانات تحصیلی و ارتقای کیفیت تحصیل و افزایش آگاهی افراد و خانواده ها نسبت به حقوق کودک برنامه های میان مدت و دراز مدت طرح و اجرا گردد.

مطلب سوم: انواع کار کودک
کار کودک انواع مختلفی دارد و میزان اثرات منفی آن بر کودکان نیز متفاوت بوده و شدت و ضعف دارد. بد ترین شکل های کار کودک مواردی است که کودکان به بردگی گرفته می شوند، از خانواده های شان جدا می شوند، در معرض بیماری های خطرناک قرار می گیرند و یا در سرک های شهرهای بزرگ رها می شوند. در افغانستان، کودکان مشغول کارهای گوناگونی مثل جمع آوری تریاک، شاگردی در مستری خانه، آهنگری و دستفروشی، پرکردن کیسه های نمک، قالین بافی و ... می باشند.
در اسناد بین المللی انواع کار کودک را بازگو نموده و برای بد ترین اشکال کار کودک مقررات خاصی را در نظر گرفته اند.
الف: مقررات بین المللی
میزان ضرر یا خطر کار های کودک یکسان نیست و ضرر و خطر برخی بیشتر از بعضی دیگر می باشد. در اسناد بین المللی برای حمایت از کودکان کارگر برخی را تحت عنوان "بد ترین اشکال کار کودک" به قرار ذیل ممنوع کرده است. مواردی را هم که اجازه داده به شرط رعایت منافع و مصالح کودک منوط کرده است.
بدترین شکل های کار کودک در اسناد بین المللی:
- تمام اشکال بردگی یا کار های مشابه بردگی مثل فروش و قاچاق کودکان، گرو قرض گذاشتن و کار اجباری به شمول سربازی اجباری کودکان برای استفاده در جنگ مسلحانه و پشت جبهه و کارهایی که کودکان را در معرض تجاوز فیزیکی، روحی یا جنسی قرار می دهد؛
- عرضه نمودن، یافتن و استفاده کردن از کودک برای فحشا، تولید مواد مستهجن یا برای اجرای نمایش های مستهجن؛
- عرضه نمودن، یافتن و استفاده کردن از کودک برای کار های غیر قانونی مخصوصاً تولید و قاچاق مواد مخدر؛
- کاری که طبیعت آن کار یا شرایط کاری آن، باعث صدمه به صحت، امنیت یا اخلاق کودک گردد، مثل:
• کارهای فیزیکی سنگین، مضر به صحت و سلامتی کودک
• کار های زیر زمینی، زیر آب، ارتفاع زیاد یا در فضای بسته؛
• کار با ماشین، ابزار و آلات خطرناک یا حمل بارهای سنگین؛
• قرار گرفتن در معرض مواد، هوا، صدا یا ارتعاشات بسیار مضر ؛
• کار در ساعات طولانی، شب هنگام و مدت بسیار طولانی در محل کار ماندن؛
• کارهای سنگین:
- برداشتن وزن های بیشتر از معیارهای تعیین شده برای نوجوانان
- کارهای شبانه
- اضافه کاری و کار در ایام رخصتی عمومی
ب: مقررات داخلی
فصل دوازدهم قانون کار طی چند ماده به حمایت از نوجوانان به عنوان یک قشر ضعیف، پرداخته و اشتغال کودکان را در چند کار ممنوع نموده است:
- اشتغال به کارهای فزیکی سنگین، مضر به صحت و زیر زمینی ( بند (۱) ماده ۱۲۷)؛
- برداشتن و انتقال اوزان بیشتر از معیارهای تعیین شده برای نوجوان ( بند (۲))؛
- کار شبانه جز در چند مورد خاص، (ماده ۱۲۸)؛
- اضافه کاری، کار در روزهای رخصتی عمومی و سفر برای انجام کار رسمی (ماده ۱۲۹).

مطلب چهارم: حد اقل سن ورود کودکان به مشاغل گوناگون
سازمان بین المللی کار از همان اوایل تأسیس خود در سال ۱۹۱۹ کوشیده است حد اقل سن ورود به کار را در کنوانسیون های متعدد تعیین نماید. این کنوانسیون ها در متعهد شدن کشورها و در نتیجه تقلیل کار کودک در برخی کشورها بسیار مؤثر بوده است.
الف: مقررات بین المللی
تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اروپا دانشمندان غرب را متوجه موقعیت کارگران نمود. آنها برای بهبود وضعیت کارگران بسیار تلاش نمودند، تا از طغیان طبقه کارگر و به خطر افتادن نظام سرمایه داری جلوگیری نمایند. در همین راستا سازمان بین المللی کار در سال ۱۹۱۹ تشکیل شد. تمام سعی و تلاش این سازمان بهبودی وضع کارگران بود و حدود ۲۰۰ کنوانسیون را در راستای تنظیم روابط و مناسبات کار و حمایت از کارگران تصویب نمود.۱ در ضمن به وضعیت وخیم کودکان کارگر نیز توجه کرد. از جمله مسایل مورد توجه سازمان بین المللی کار حد اقل سن کودکان برای پذیرش به کار بود و کوشید با دسته بندی مشاغل، حد اقل سن پذیرش به هر نوع کار را تعیین نمایند.
۱. حد اقل سن در کارهای صنعتی
کنوانسیون حد اقل سن ورود به کارهای صنعتی که توسط کنفرانس عمومی سازمان بین المللی کار در سال ۱۹۳۷ تجدید نظر شده است، مصادیق کارهای صنعتی را به قرار ذیل برشمرده است:
أ‌) صنایعی که در آن ساخت، تغییر و تبدیل، پاکسازی، تعمیر، تزئین، تکمیل مواد جهت فروش صورت می گیرد یا صنایعی که در آن، مواد مورد تغییر و تبدیل قرار می گیرند، صنایع کشتی سازی، یا صنایع مربوط به تخریب و خردکردن مواد و هم چنین صنعت تولید و انتقال برق و قوای محرکه به طور کل.
ب‌) ساخت، بازسازی، نگاهداری و حفاظت، تعمیر، تبدیل یا تخریب تعمیرات و ابنیه، راه آهن، واگن های الکتریکی، بنادر، باراندازها، سدها، نهرها، تأسیسات ککشتی رانی داخلی، جاده ها، تونل ها، پل ها، پل های معلق، مجاری فاضل آب، مجاری و م ولدهای مرکزی، مجاری معمولی، چاه ها، تأسیسات تلگراف یا تلفن، تأسیسات الکتریکی، کارخانه های مولد گاز، توززیع آب یا سایر کارهای ساختمانی و همچنین کارهای مربوط به مرمت و پی ریزی که مقدم بر کارهیا مذکور در فوق صورت پذیرد.
ت‌) حمل و نقل مسافر و کالا از طریق خشکی، راه آهن یا از طریق آب و همچنین امور نقل و انتقال کالا در باراندازهای دریایی، اسکله ها، سکوهای بارگیری و انبارها، به استثنای حمل با وسایل دستی. *
۲. حد اقل سن در کارهای زراعتی
کودکان زیر ۱۴ سال در اوقات مکتب و تحصیل در کارهای زراعتی دولتی و خصوصی و فروعات آن استخدام نخواهند شد. اگر در خارج از وقت مکتب استخدام شدند، باید ترتیبی اتخاذ شود که مزاحم حضور کودکان به مکتب نشود و دوره تحصیل در مکتب باید کمتر از ۸ ماه نباشد.۲
۳. حد اقل سن در کارهای زیر زمینی و معادن
حد اقل سن در کارهای زیر زمینی و معادن ۱۶ سال می باشد.۳
د. حد اقل سن در کارهای غیر صنعتی
در مورد حد اقل سن پذیرش کودکان در کارهای غیر صنعتی، کنوانسیونی در ماه آوریل ۱۹۳۰در کنفرانس عمومی سازمان بین المللی کار تصویب شد و سپس در ماه جون ۱۹۳۷ در کنوانسیون شماره ۶۰ مصوب همان مرجع بعضی از مواد آن اصلاح گردید.
مشکل کار در این کنوانسیون این است که این کنوانسیون کارهای غیر صنعتی را تعریف یا حتی احصا نکرده است، بلکه کارهایی را که از حیطه این کنوانسیون خارج اند، معین نموده است. برای بعضی از موارد استثنا شده، کنوانسیون خاص وجود دارد.

۱- کنوانسیون بدترین اشکال کار کودک شماره ۱۸۲ مصوب ۱۷/ ۱۶/ ۱۹۹۹
افغانستان تاکنون ۱۵ کنوانسیون سازمان بین المللی کار از جمله سه کنوانسیون ذیل را امضا کرده است:
- تصویب کنوانسیون شماره ۱۰۵ در تاریخ ۱۶/ ۵/ ۱۹۶۳
- تصویب کنوانسیون شماره ۱۰۰ در تاریخ ۲۲/ ۸/ ۱۹۶۹
- تصویب کنوانسیون شماره ۱۱۱ در تاریخ ۱/ ۱۰/ ۱۹۶۹.
۲- افغانستان در سال ۱۹۳۴ به عضویت سازمان بین المللی کار درآمده و تاکنون از مجموع حدود ۲۰۰ کنوانسیون آن سازمان، ۱۵ کنوانسیون را به قرار ذیل تصویب و نافذ ساخته است. البته اسناد مذکور بیشتر در مورد کارگران بزرگسال می باشد.
۳ - کارگران خردسال؛ نگاهی به مقاوله نامه های سازمان بین المللی کار و مقایسه آنها با مقررات داخلی، شیرین عبادی، انتشارات روشنگران، ۱۳۶۹.

حد اقل سن در کارهای غیر صنعتی
در مورد حد اقل سن پذیرش کودکان در کارهای غیر صنعتی، کنوانسیونی در ماه آوریل ۱۹۳۰در کنفرانس عمومی سازمان بین المللی کار تصویب شد و سپس در ماه جون ۱۹۳۷ در کنوانسیون شماره ۶۰ مصوب همان مرجع بعضی از مواد آن اصلاح گردید.
مشکل کار در این کنوانسیون این است که این کنوانسیون کارهای غیر صنعتی را تعریف یا حتی احصا نکرده است، بلکه کارهایی را که از حیطه این کنوانسیون خارج اند، معین نموده است. برای بعضی از موارد استثنا شده، کنوانسیون خاص وجود دارد.
۱. کارهای زراعتی (مشمول کنوانسیون حد اقل سن پذیرش کودکان به کارهای زراعتی مصوب ۱۹۲۱ ژنف)
۲. کارهای دریایی و صید ماهی (مشمول کنوانسیون حد اقل سن کارهای دریایی مصوب سال ۱۹۳۶)
۳. کارهای صنعتی (مشمول کنوانسیون حد اقل سن در کارهای صنعتی مصوب)
در بند دوم ماده اول این کنوانسیون به مقام صلاحیتدار هر کشور اجازه داده که پس از مشورت با سازمان های عمده کارگری و کارفرمایی مربوطه، کارهای غیر صنعتی را از سه نوع کار فوق تفکیک نماید.
۴. کار آموزی در آموزشگاه ها و مکاتب فنی و حرفه ای، مشروط به اینکه دارای اهداف انتفاعی و تجاری نباشد و با اجازه و نظارت مقام صالح دولتی باشد و اجازه در این موارد هم محدود باشد.
۵. کارهایی که فقط اعضای خانواده کارفرما در آن کار می کنند، مشروط به اینکه مطابق مواد ۳ تا ۵ همین کنوانسیون برای کودکان خطرناک و مضر نباشد.
۶. کارهای خانگی که توسط اعضای همان خانواده انجام می شود.
حد اقل سن پذیرش در کارهای غیر صنعتی ۱۵ سال تعیین شده است، ولی کودکانی که بالای ۱۵ سال دارند و بر اساس قوانین و مقررات کشور شان هنوز هم ملزم به حضور در مکتب می باشند، نیز نمی توانند در کارهای غیر صنعتی استخدام شوند.
کودکان بالای ۱۳ سال، خارج از ساعاتی که برای حضور در مکتب تعیین شده، می توانند در کارهای سبک اشتغال ورزند، به شرط اینکه:
أ‌- سلامتی و رشد طبیعی شان آسیب نبیند.
ب‌- به حضور منظم شان در مکتب و یا به توانایی بهره وری شان از آموزه های مکتب لطمه نزند.
طبق این کنوانسیون کودکان زیر ۱۴ سال نباید:
۱. بیش از دو ساعت در روز (روزهای تحصیلی و تعطیلی) به کار سبک اشتغال ورزند.
۲. بیش از ۷ ساعت در روز وقت خود را صرف کار و مدرسه نمایند.
۳. در کشورهایی که ساعات تحصیل اجباری کودکان معین نیست، اشتغال به کارهای سبک نباید از چهار و نیم ساعت در روز تجاوز نماید.
کنوانسیون در مورد کودکان بالای ۱۴ سال به قانونگذار داخلی اجازه داده که تعداد ساعات اشتغال کودکان به کارهای سبک را تعیین نمایند و نیز می توانند با جلب نظر مساعد سازمان های مهم کارفرمایی و کارگری کارهای سبک را مشخص سازند و به علاوه، پیش شرط های تأمینی و ایمنی برای استخدام کودکان را تعیین نمایند. کنوانسیون همچنین اشتغال به کارهای سبک را در تعطیلات آخر هفته و رسمی و شب هنگام منع می نماید.
طبق ماده ۵ کنوانسیون قوانین داخلی در مورد کارهایی که ماهیتاً یا بر اساس شرایط کاری خود برای حیات، سلامتی یا اخلاق کودک خطرناک است، حد اقل سن پذیرش در آن کارها را بیش از ۱۵ سال تعیین کند.
کنوانسیون همچنین مقرر می دارد که برای اطمینان از اجرای درست این مقررات، قوانین داخلی باید سیستم مناسبی را برای نظارت دولتی فراهم سازد و کارفرمایان را ملزم سازد که نام و تاریخ تولد افراد زیر ۱۸ سال را در قرارداد فیمابین بگنجانند و برای تخلف از این مقررات مجازات هایی را تعیین نمایند.
ب: مقررات داخلی
قانون کار افغانستان در ماده ۲۰، سن استخدام به کار را در انواع مختلف کارها ۱۵ سالگی و سن کارآموزی را ۱۴ سالگی تعیین نموده است. اما در شرایط خاص (موافقه ممثل قانونی و تأیید شورای نمایندگان مربوطه) استخدام در ۱۴ سالگی و کارآموزی در ۱۳ سالگی را نیز تجویز کرده است. در مورد سن اشتغال به تک تک کارها، تفصیل زیادی در قانون کار دیده نمی شود و بین انواع مختلف کار از قبیل کارهای صنعتی، زراعتی، معادن و... تفاوتی ذکر ننموده است. فقط در ماده ۱۲۸ نوجوانان (کارگران زیر ۱۸ سال) را از اشتغال به کارهای فیزیکی سنگین، مضر و زیرزمینی، انتقال وزن های سنگین و بالاخره کار شبانه منع نموده است. در صورتی که "قانون جامع حمایت از کودکان" تدوین نشود باید در قانون کار از کودکان در زمینه سن اشتغال، مرخصی، تدابیر ایمنی برای سلامتی کودکان، حمایت از تحصیل و آموزش تخنیکی کودکان و بالاخره مزد کودکان حمایت کافی به عمل آید.
مطلب پنجم: سایر مسایل مربوط به کار کودکان
الف: مزد و معاش کودکان
قانون کار به طور کل از مزد و معاش کارگران بزرگسال بحث نموده است، ولی فقط در دو مورد به مزد و معاش کارگران خردسال نیز پرداخته است. در بند ۲ ماده ۷۵ مقرر می دارد که: "تبعیض در امر پرداخت مزد نظر به تعلق ... سن و ... جواز ندارد و در ماده ۱۳۵ بند (۲) همان قانون آمده است: "مزد فی واحد کار، کارکنی که سن او کمتر از ۱۸ سال باشد با کارکنی که سن او ۱۸ سال و یا بالاتر از آن باشد، مساوی است".
مسأله مهم دیگر راجع به مزد کارگران خردسال این است که مزد وی باید به کی پرداخت شود، به خود وی یا به ولی و قیم وی.
ب: صحت و تدابیر ایمنی کار کودک
در مورد صحت، امنیت و ایمنی در کار، تأمینات اجتماعی و سایر مساعدت های نقدی و مالی ترتیبات و تدابیر خاصی برای کودکان کارگر در نظر گرفته نشده و در قانون کار هم هر گونه مقرراتی در مورد صحت، امنیت، ایمنی و سایر تسهیلات کاری و بیمه، تأمینات و سایر مساعدت ها برای کارگران با توجه به کارگران بزرگسال تدوین شده و بحث خاصی در مورد کارگران خردسال صورت نگرفته است.
ج: رخصتی کودکان؛
مطابق بند ۲ ماده ۶۲ قانون کار، کارگر کمتر از هجده سال، مستحق سی روز رخصتی تفریحی با مزد می باشد. تسهیلات دیگر برای کارگران خردسال در رابطه با رخصتی این است که طبق ماده ۶۵ قانون کار، کارگران خردسال برخلاف کارگران بزرگسال شرط بهره مندی از رخصتی تفریحی در سال اول استخدام، یازده ماه کار پیوسته نیست، بلکه در مورد آنها ارفاق شده و متناسب به مدت کار رخصتی تفریحی زود تر از آن مدت هم داده می شود.
د: تبعیض میان کودکان پسر و دختر
در قوانین افغانستان تبعیض صریحی میان کار دختران و پسران وجود ندارد، بلکه این سنت ها و عرف موجود در کشور است که بین پسران و دختران تبعیض روا می دارد. از این جهت لازم است که در صورت وضع قانون جامع حمایتی از کودکان، باید مقرراتی جهت رفع تفاوت ها و تبعیض ها میان پسران و دختران در آن گنجانده شود.
نتیجه گیری و پیشنهادات
وضعیت کودکان کارگر در افغانستان بسیار رقت بار و نگران کننده است و نیاز فوری به وضع یک قانون جامع حمایتی و توجه نهادهای مربوطه دولتی و افراد مسئول و تدابیر کوتاه مدت و دراز مدت ذیل دارد:
۱. بهبود وضع کودکان، حمایت از آنها و رعایت حقوق شان نیازمند وضع یک قانون جامع، واقع نگر و متناسب با شرایط و واقعیت های افغانستان می باشد. تا زمانی که این خلاء پر نشود، تلاش برای ارتقای وضعیت کودکان راه به جایی نمی برد.
۲. در قانون جامع حمایت از کودکان باید یک نهاد مشخص در چوکات "وزارت امور جوانان" مسئولیت حمایت از کودکان و پیشبرد برنامه های رشد و ارتقای وضعیت کودکان را به عهده بگیرد.
۳. کار کودک در افغانستان مثل سایر کشورهاعوامل متعددی دارد. در خانواده های فقیر بیشتر فقر عامل اجبار کودکان به کار می باشد. خانواده فقیر که بی سرپرست و یا فاقد کارگر بزرگسال می باشند و یا کارگر یا کارگران بزرگسال شان نمی توانند نیازهای ضروری شان را تأمین نمایند، از روی مجبوری کودکان خود را به کار می گمارند. راه حل دایمی نیازمند رفاه بیشتر خانواده ها و ارائه تسهیلات رفاهی و معیشتی مناسب تر می باشد که با امنیت، رشد و توسعه اقتصادی کشور گره خورده است و به این زودی ها قابل حل نیست.
۴. هر چند محو کامل کار کودک در شرایط کنونی نه ممکن است و نه در برخی موارد، درست؛ ولی می توان با اتخاذ تدابیری مثل کمک به خانواده های شان، اثرات زیانبار کار کودک را کاهش داد و نیز زمینه بهتری را برای مکتب رفتن کودکان فراهم نمود.
۵. در مواردی که کودکان به بردگی گرفته می شوند، یا از کودکان استثمار جنسی می شود، یا برای کار های غیر قانونی مثل قاچاق مواد مخدر سوء استفاده می گردد یا اینکه کودکان به کارهایی گماشته می شوند که برای شان خطر فوری و جدی دارد، دولت می تواند با اتخاذ تدابیر مناسب و ایجاد نهاد اختصاصی مسئول، از آن کارها جلوگیری نماید.
۶. آموزش فرهنگی برای آن دسته از خانواده ها که طبق سنت، کار کشیدن از کودکان را برای رشد شخصیت کودک لازم می دانند، بسیار ضروری و مهم است تا از عواقب وخیم کار زود تر از موقع، سنگین و خطرناک کودک جلوگیری گردد.
۷. برای رفع تبعیض میان پسران و دختران در زمینه کار باید به مردم راجع به حقوق مساوی دختران و پسران آموزش داده شود و سطح آگاهی مردم در این زمینه از راه های مختلف بالا برده شود.