رودلف اشتاينر انديشهمند تواناى اتريشى در سدهى بيستم، به پيشبرد جريان آموزش خلاق کودکمحور يارى رساند. او نقش بينش درونى در آموزش کودکان را برجسته کرد. راههاى رسيدن به بينش درونى، آرامش، هماهنگى با هستى و گوش دل سپردن به آواها و آهنگهاى طبيعت و هماوايى و هماهنگى، دست افشانى و پايکوبى با آنهاست.
به زبان ديگر شايد بتوان بينش درونى را آن چيزى گفت که نويسندهى شازده کوچولو بيان کرده است: «آخر آدم بزرگها عدد و رقم را دوست دارند. وقتى که با آنها از دوست تازه يافتهاى حرف مىزنيد هيچ وقت درباره مطالب اساسى چيزى از شما نمىپرسند. هيچ وقت به شما نمىگويند: آهنگ صدايش چطور است؟ چه بازىهايى دوست دارد؟ آيا پروانه جمع مىکند؟ بلکه مىگويند: چند سالش است؟ چند برادر دارد؟ وزنش چقدر است؟ پدرش چقدر درآمد دارد؟ و فقط آن وقت است که خيال مىکنند او را شناختهاند. اگر شما به آدم بزرگها بگوييد: من يک خانه قشنگ از آجر گلى ديدم با گلدانهاى شمعدانى لب پنجرههايش و کبوترهايى روى پشت بامش...» آنها نمى توانند اين خانه را در نظر مجسم کنند. بايد به آنها بگوييد: «من يک خانه صد هزار فرانکى ديدم» تا آنها بگويند: «چه قشنگ»».